السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
110
سيره معصومان ( فارسي )
غزوهء سفوان به اين غزوه ، بدر الاولى نيز مىگويند . اين غزوه در ماه ربيع الاول سيزده ماه گذشته از هجرت پيامبر ( ص ) روى داد . در اين غزوه ، لواى جنگ كه سپيد بود در دست على بن ابى طالب قرار داشت . دربارهء علت وقوع اين غزوه گفتهاند : كرز بن جابر فهرى ، رمهها و گلههاى مردم مدينه را مورد حمله قرار داد و آنها را به يغما برد . رسول خدا ( ص ) در طلب وى بيرون شد تا آن كه به وادى سفوان از نواحى بدر رسيد اما به كرز دست نيافت . از همين روست كه اين غزوه را بدر الاولى هم ناميدهاند . پيامبر ( ص ) پس از آن كه از دستيابى به كرز مأيوس شد ، راه بازگشت پيش گرفت برخى مورخان گويند اين غزوه پس از غزوهء عشيره اتفاق افتاد . غزوهء عشيره يا ذى العشيره عشيره ( به ضم عين ) جايى متعلق به بنى مدلج در ينبع بود . اين جنگ در ماه جمادى الآخر و شانزده ماه گذشته از هجرت روى داد . پيغمبر ( ص ) در اين جنگ به همراه صد و پنجاه يا دويست تن از مهاجران كه فقط سى شتر داشتند ، شركت جست . آنان مىخواستند كاروان قريش را كه از مكه مىآمد و در آن پنجاه هزار دينار بود تصاحب كنند . اين همان كاروانى بود كه چون از شام بازگشت به خاطر آن جنگ بدر واقع شد . لواى پيغمبر ( ص ) در اين جنگ كه سپيد بود در دست حمزة بن عبد المطلب قرار داشت . اما پيامبر ( ص ) با اين كاروان روبهرو نشد و بالاخره در آنجا با بنى مدلج و همپيمانان آن ، پيمانى منعقد كرد . غزوهء بدر كبرى اين جنگ را بدر القتال نيز مىنامند و آن را كبرى گفتهاند در برابر بدر صغرى كه همان غزوهء سفوان بوده كه شرح آن گذشت . و از اين جهت آن را بدر القتال ناميدند كه بر خلاف بدر نخستين در آن جنگ و قتال صورت گرفت . اين نبرد در نوزدهم يا هفدهم ماه رمضان ، نوزده ماه گذشته از هجرت پيغمبر ( ص ) روى داد . بدر نام چاهى بود كه به مردى با همين نام تعلق داشت . سبب وقوع اين جنگ آن بود كه رسول خدا ( ص ) به قصد گرفتن كاروان تجارى قريش كه به همراه ابو سفيان بن حرب و گروهى از يارانش به سوى شام مىرفت ، حركت كرد اما چنان كه گفته شد كاروان رفته بود . چون كاروان از شام بازگشت پيغمبر ( ص ) اصحاب خويش را فراخواند برخى حمله به كاروان را پذيرا شدند و برخى نيز آن را گران انگاشتند آنان به قصد ( گرفتن ) ابو سفيان و كاروان حركت كردند و آن را صرف يك غنيمت براى خود شمردند و فكر نمىكردند كه رسول خدا ( ص ) قصد جنگ دارد نه فريب . چهل نفر سوار قرشى نيز اين كاروان را همراهى مىكردند .